السيد الخميني
42
شرح حديث جنود عقل و جهل ( موسوعة الإمام الخميني 49 ) ( فارسى )
علا - است به اين ناچيز - وَالْحَمْدُ للَّهِ وَلَهُ الشُكْرُ . و اين قوس نزولى و صعودى ، غير از آن است كه حكماى محقّقين مذكور داشتهاند « 1 » . [ ادبار و اقبال جهل كلّى ] و امّا ادبار جهل ، عبارت است از : تنزّل حقيقت وهم الكلّ در مرآت مظلمهء كدرهء اوهام جزئيه . و امّا اقبال اين حقيقت جهليه ، به واسطهء محدوديت و غلبهء احكام كثرت و سوائيت ، صورت نگيرد ، و چون حقيقت عقليه از تعيّنات سوائيه عارى و برى است ، ظلمت ماهيات را در آن تصرّفى نيست و نور جمال جبروت بر نكتهء سوداى خلقى غلبه و قهر دارد ؛ از اين جهت از رجوع به حقيقت غيبيه و فناى در حضرت لاهوت امتناعى ندارد ، به خلاف حقيقت وهميّه كه به واسطهء اشتباك آن با ظلمات ماهيات و تعيّنات متكثّره و اعتناق آن با اعدام و تحدّدات متشتّته از ساحت قرب ازلى و آستان قدس سرمدى ، بعيد و از فناى در آن حضرت ، مهجور است ؛ پس لياقت قبول اين اشراق نورى و فيض سرمدى و استعداد ايتمار به اين امر الهى را ندارد . پس ، از مقام مقدّس اولياى قرب ، دور و از محضر مكرّم اصحاب معرفت ، مهجور است . [ ادبار و اقبال عقول جزئيه ] امّا ادبار عقول جزئيه عبارت است از : توجه آنها به كثرات و اشتغال به
--> ( 1 ) - « ملاصدرا مىفرمايد : اقبال اشاره به حركت صعودى و ادبار اشاره به حركت نزولى است و انسان كامل داراى دو حركت است : حركت اقبالى صعودى و حركت ادبارى نزولى » . ( شرح اصول الكافي ، صدر المتألّهين ، ج 1 ، ص 575 )